تبليغاتX
Midnight Cafe

 

شوق صفر نداشتی ، قصد گذر نداشتی ،

من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی .

رفتی و توی قلبم یادت رو جا گذاشتی،

روی تمام حرفات یک دفعه پا گذاشتی.

بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره

ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره

بی تو چی مونده با من جز یه صدای خسته ،جز یه دل شکسته.

بال و پرم بودی خبر نداشتی ، تاج سرم بودی خبر نداشتی ،

سایه به سایه هر طرف که بودم ،همسفرم بودی خبر نداشتی.

پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم

گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم

کوه غم رو، رو شونم دیدی و بر نداشتی

من با تو زنده بودم ، اما خبر نداشتی.


.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386   توسط ایمان  | 

CopyFree © 2009 Iman Rostami's Blog. All rights Published

CopyFree is Our Copyright