در ازل
شاه مرواریدی بود ، فرو افتاده بر سینه دریا.
چون شهابی فروزنده ، بدل گشته به خاک باور.
و ابدیت زیبایی...
[آی من]
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 توسط ایمان
سلام
کتاب !
فکر میکنم تازه خواندن یاد گرفته بودم که شروع کردم به خوندن کتاب و چه حس مبهمی بود خوندن کلمه هایی که معنیشون رو نمیدنستم...
یادمه اولین کتاب درست و درمونی که خوندم،
الیور تویست بود. با خانمان، بینوایان، افسانه های خاور دور و چند سال بعد و تو دوران نوجوانی و تب داغ هری پاتر.
تا سری چهارم هری پاتر رو خوندم. محیط رویایی جذابی داشت. قسمت 5 رو نخوندم! همزمان شده بود با احساسات ناسیونالیستی و البته فروکش کردن تب هری پاتر.
داستانهای شاهنامه رو خوندم.
آناکارنینا، افسانه های آذربایجان، جنگاوران اخترناو.
عاشق کتاب بودم. 300 صفحه رو یک هفته ای میخوندم و زمانهای بی کتابی، کتابها رو دوباره میخوندم.
و حالا دو سه سالیه خیلی کم کتاب میخونم. آخرین کتابی که خوندم "یکی بود یکی نبود" از محمد علی جمال زاده بود که واقعا داستانهای زیبایی داشت.
* .کتابی که الان میخونم "
کافه پیانو" از فرهاد جعفری.
* .و نمایشگاه 22 میرود. من میمانم و حسرت کلی کتاب نخوانده !
* .ببینید
خاطرات نمایشگاه کتاب 87 .البته امسال نشد که یک گزارش تصویری باشه مثل پارسال.
* .شاد باشید
[آی من].
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 توسط ایمان
|
نیمه شب
ارامش غم انگیز کافه !
رها می شوم در سرزمین امن
سایه ها.
با چشمان بسته...
شب زمزمه می کند :
I’ve tried to go on like I never knew you
I’m awake but my world is half asleep
I
pray for this heart to be unbroken
But without you all I’m going to be is incomplete
Incomplete ...
* .موزیک زیبای [
Incomplete] از آلبوم [
Never gone] از Backstreet boys .
اینجا گوش کنید.
* .گاهی، موزیک های خاص، خاطره ها یا جاهای خاص رو به یادم میارن.
موزیک Incomplete به یادم آورد ترنم لحظه های دوست داشتنی رو در
کافه کوپه.
* .شاد باشید
[آی من].
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 توسط ایمان
|