در دل [
من] چیزی است مثل یک
بیشه نور،
مثل
خواب دم صبح...
و چنان بی تابم که دلم می خواهد،
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها
آوایی است که [من] را می خواند...
* .خالی.
* .شاد باشید
[I.Man].
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 توسط ایمان
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386 توسط ایمان
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن 1385 توسط ایمان
|
+
نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385 توسط ایمان
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 توسط ایمان
|